ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
815
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
ركاب ظفرمآب ، و يورش هرات موقوف به وقت فرصت شد . بالجمله ، محمد خان قرائى در روز چهارشنبه غرّهء شهر ذى حجة الحرام از ركاب ظفرمآب رخصت يافت و به جهت آوردن جمعيت خود به صوب ولايت تربت شتافت . رضا قلى خان ايلخانى حاكم خبوشان ازين ذهاب و اياب محمد خان و قرارى كه در كارها داده بودند ، مستحضر گرديد و به غايت متوحّش گشته ، نجف قلى خان شادلو حاكم بزونجرد را به جهت اصلاح كار روانهء قلعهء چناران گردانيد [ و ] از دربار شوكتمدار حضرت وليعهد نامدار استدعا نمود كه جناب ميرزا ابو القاسم قائممقام را روانهء اميرآباد فرمايند تا با نجف قلى خان گفتگوى سازشى به ميان آورده ، ابواب موافقت را برگشايند . نوّاب اشرف به جهت اتمام حجّت ، جناب معزىاليه را روانه فرمود و در روز چهارشنبه پانزدهم شهر ذى حجة الحرام ، نجف قلى خان در قريهء اميرآباد با جناب قائممقام ملاقات نمود . خان مزبور به جهاتى چند كه ايراد مىگردد ، در ميان كار موافقت و مخالفت حيران مىزيست و مصلحت كار خود را نمىدانست كه چيست . تفصيل اين اجمال آنكه ، در به دو طلوع نيّر اين دولت خداداد كه حضرت وليعهد فلك رفعت حكمرواى دار الخلافه بود ، نجف قلى خان شادلو در درگاه شاهنشاه معدلتخو ، به رسم گروگان مقيم و خدمات عظيم به سركار وليعهد فلك تعظيم نمود . با وجود قدمت خدمت ، مخالفت با آن حضرت فلك رفعت را نوعى از نمك به حرامى مىدانست و چون با رضا قلى خان ايلخانى نيز خويشى و وصلت متعدده كرده بود ، علانيه مخالفت نمىتوانست . بالاخره به صوابديد جناب قائممقام قرار كار بر اين شد كه نوّاب نايب السلطنه با جمعيتى كه در ركاب مبارك موجود است ، به عزيمت تسخير خبوشان از ارض اقدس حركت فرمايد و نجف قلى خان نيز به تدبيرى كه داند اختيار قلعهء خبوشان را در دست گرفته به عزم حضور پرنور اشرف پاى استعجال برگشايد كه در صورت وقوع اين دو مقدمه ، كار ايلخانى تباه است و لامحاله قايد ارادت و خدمت را همراه . بالجمله ، بعد از دو روز توقف قائممقام در اميرآباد ، طرفين از يكديگر ظاهرا به مخالفت و باطنا به موافقت جدا گشتند و از سر عهد و پيمان زبانى گذشتند .